المحقق السبزواري
643
روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )
التماس نمودند كه اجازت دهد كه به محمّد يزداد تسليم كنند . و محمّد بن يزداد نزد مأمون رفت شادان كه چنين خدمتى كردهام و رقعهء سههزارهزار درهم عرضه داشت و من در پيش مأمون ايستاده بودم . گفت : « نه با تو مىگويم كه ديگران به مهمّات ما به از تو قيام مىنمايند و در آنچه مىفرمايم فرمانبردارترند . » گفتم : « اميد مىدارم كه من به رفق و مدارا از ديگران بهتر به مهمّات قيام نموده باشم . » گفت : « اينك رقعهء عمرو به سه هزار هزار درهم . » من چون آن بديدم ، گفتم : « و اللّه كه امير المؤمنين را خبر كنم كه من به رفق و نرمى بهتر كردهام . به تعجيل خريطهء كاغذ خواستم و رقعهاى كه عمرو به بيست هزارهزار درهم ثبت كرده بود و آن رقعه كه به ده هزارهزار درهم نوشته بود ، هر دو را عرضه داشتم و صورت حال از اوّل تا آخر تقرير كردم . » و چون خطّ او بديد ، معلومش شد كه هردو خطّ عمرو است . گفت : « نمىدانم كه از شما كدام تعجّب نمايم ؟ از تو كه جانب اهل نعمت و جاه و عزّت و احترام را مراعات و محافظت كردى يا عمرو كه حقّ لطف و سيرت تو شناخت و شكر نيكويى و عنايت تو بگذارد كه به دل خوش از تمامت مال و ملك خود برخاست و مالى بدين عظيمى بىتكليفى بذل كرد . و اللّه كه نگذارم كه شما دو نبطى در ميدان كرم گوى از من برباييد » . رقعهها بدريد و گفت : « من آن مال به عمرو بخشيدم . » و فرمود كه در حال او را اطلاق كنند . حكايت سليمان بن وهب « 1 » وزير المعتمد على اللّه ، احمد بن المتوكّل عباسى [ خلافت : 256 - 279 ق . ] بود . آوردهاند كه روزى در ديوان نشسته بود . احمد بن ابى خالد الصيرفى
--> ( 1 ) . ابو ايّوب سليمان بن وهب وزير مهتدى باللّه ( خلافت : 255 - 256 ق . ) و معتمد على اللّه بود . آل وهب جملگى اهل قريهاى از توابع واسط بودند و دين نصرانى داشتند ، سپس اسلام آوردند و پيوسته در دستگاه حاكمان اموى و عباسى به خدمت اشتغال داشتند . سليمان از حيث فضل و ادب و نامهنگارى و دفترنويسى سرآمد نويسندگان بود . او و برادرش ، حسن ، كه شاعر بزرگى بود و در خدمت محمد بن عبد الملك زيات بهسر مىبرد ، از افراد سرشناس روزگار خويش بودند . سليمان در سال 272 يا 271 ق . درگذشت . وفيات الاعيان ، ج 2 ، صص 415 تا 418 ؛ تاريخ فخرى ، صص 339 تا 343 .